تبليغاتX

Free Web Site Counters
Free Web Site Counters *************WWW.LINKINPARK.BLOGFA.COM **************در اصفهان Linkin Park هواداران !!!!!!!!!!!!!!!!!$p/\M!!!!!!!!!!!!!!!LINKIN PARK** هواداران Linkin Park در اصفهان

انجمن هواداران Linkin Park در اصفهان

پسرک!!!
سلام

خوبین دوستان عزیز؟؟

من پوریا Gipsy kings هستم رفیق فاب SpaM گلم.

چون خیلی وقته یکسری مشکلات اون رو اذیت میکنه و خیلی وقته سیستم نداره عزیزم .

این شد که من ازش خواستم که من به جاش آپ کنم !

به قول استادم (انسانهای بزرگ لایق احترام هستن)

پس واقعاً حیفه این اسپم (نامی) رو اینقدر زود از یاد ببریم.

(این هم یکی از حرفای خیلی خیلی خیلی خفن SpaM نامی شما).

بیا این جا پسرک نازنین

پکی به سیگار بزن؛

                               تو باید به راهی بس دور بروی

                                باید آن بالا بالا ها پرواز کنی

تو هرگز نباید بمیری

اگه تلاش کنی حتماْ موفق می شوی

                               و مردم تو را دوست خواهند داشت

                               من همیشه عیناْ به تو احترام می گذاشتم

و این را با صمیمیت تمام می گویم

راستی پسرک؟!!!

آیا ما اسم این بازی را به تو گفته ایم!!!؟؟

اسم این بازی زندگی است!!!

امید وارم  تمام دوستای که دم از رفاقت میزنن ؛ به ارزش دوستشون پی ببرن ولی یادمون باشه که... .

انسانهای که بزرگ هستن رو هرگز فراموش نکنیم و به آنها احترام بگذاریم!!!.

به امید روزی که خود اسپم برگرده و با دستای خودش پست بعدی رو بنویسه .

خیلی دوست دارم (اسپم نامی) خودم و میدونم که عزیزانی که تو رو میشناسن هم تو رو دوست دارن.

تا بعد... .

دوستدار شما

پوریا

بای بای عزیزان

2 نوشته شده در  دوشنبه 22 آبان1385ساعت 23:54  توسط SPAM | 

i Wanna Die 2
روزگاری خودم بودم !!!ولی اکنون نیستم

هیچکس جز خودم نمیتواند مرا از این جهنم نجات دهد! 

ولی اکنون دیگر خیلی دیر شده و من قادر به فکر کردن نیستم!

فکر کردن به اینکه چرا باید سعی خود را میکردم!

گویی هیچوقت گذشته ای وجود نداشته است!

مرگ به گرمی به من خوشامد میگوید .......

و من تنها میتوانم بگویم :خداحافظ............

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 5 شهریور1385ساعت 17:41  توسط SPAM | 

fucking fuck
سگهای جنگ و مردان نفرت

بی دلیل بینه انها فرق نمیگذاریم!!!

این کشف باید دهان به دهان نقل شود

پول رایج ما ! گوشت است و استخوان

جمع شوید و چانه بزنید!

به خاطره پول دروغ میگوییم و مینویسیم!

استادان ما حتی از تارهایی که میتنیم بی خبرند!!!

spam

2 نوشته شده در  یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 15:19  توسط SPAM | 

عکس های بیمارستان
سلام خدمت تمام برو بچ خفن

همون طور که قول داده بودم عکس های بیمارستان رو براتون گذاشتم

فقط افراد زیر ۱۸ سال- زنان حامله و بیماران قلبی از دیدن این عکس ها به طور جدی پرهیز کنن!!

عواقب بروز هر گونه سکته را اینجانب به هیچ عنوان پذیرا نمی باشم!

عکس 1 -کمرمه ها

عکس 2- بازم از کمرم

عکس 3- این خودمم رو تخت بیمارستان.

راستی عکس هارو آقا آرش گل ازم گرفته!

چه زجری کشیدم من! جاتون اصلا خالی نبود!

SPAM

2 نوشته شده در  جمعه 9 تیر1385ساعت 13:37  توسط SPAM | 

م ر گ !!!!!!!!!!!
سلام به همه ی دوستان خوبم!!!!

باورتون میشه ۲ میلیمتر با فلج شدن فاصله داشتم

یعنی اگه اون چاقویی که به من خورد ۲ میلیمتر بیشتر جلو رفته بود  فلج میشدم!!ولی به

نظره من  میمردم بهتر بود چون هم به ارزوم میرسیدم و هم زجرش کمتر بود!!!!!اون موقع

 بود که به قول یکی از دوستام به عکس روی دیوارم میرسیدم!!!(عکس کورت کوبین یا

همون بوت من نیروانا هستش که خودکشی کرده)

دارم فکر میکنم چی میشد اگه میرسیدم نیروانا؟از مشکلاتم کم میشد اون موقع ۲ بعدی فکر میکردم نه ۳ بعدی خیلی خوب میشد!!!

بسه دیگه ایو بخونین لذت برین

از کنارم گذشتی و به آرزوهایم خندیدی و ندانستی هستی ام از آن روست که خویشتن را به ریسمان آرزو ها آویخته ام و اگر چنین نبود بر تیغ مرگ فرود می آمدم . و چون خفاش نیمه کوری بودم که در تاریکی مرگ به دنبال ستاره ای گشت که جانش را بدان آویزد . نور را از آن خواست که همدلی یابد اما دلش را گم کرد .

 

فردا پس فردا عکسهای توی بیمارستان رو واستون میزارم

 

 بای

 

                                            اس پم

 

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 16:42  توسط SPAM | 

....what the fuc

دیروز خندیدم . از ته دل خندیدم . هنوز هم دنیا پوچ بود . هنوز هم موضوعی برای لبخند نبود .اما قهقهه زدم . هنوزم می شه بچه بود و به ترک دیوار خندید . آره من به یه بی مزه بازیه دوستم خندیدم. یه فرشته نشست کنار یه جنازه . منم بچه شدم . خندیدم . باورت می شه ؟ همه چیز انقد مسخره هست که بشه بهشون خندید . میگی نه امتحان کن!!!. اینجا من یه چیزی می نویسم و اونوقت با هم می خندیم . هر کی بیشتر بخنده برندس . حاضری ؟ نوشتم : ((تولد ====+ـ+ـ،*٪،،٪*====>!!!مرگ )) . خوب ، بهش خندیدی ؟ حالا که بهش خندیدی بذار بهت بگم این چی بود . این فرمول زندگی بود . به زندگی هم خندیدیم ... راستی کی برنده شد ؟!

2 نوشته شده در  یکشنبه 17 اردیبهشت1385ساعت 16:57  توسط SPAM | 

U Can Trust Him Killing For Money
I Can't Remember Anything                 چیزی به خاطر نمی اورم
Can't Tell If this Is True or Dream        نمی توان گفت حقیقت است یا رویا
Deep down Inside I Feel to Scream      می خواهم از اعماق وجود فریاد بکشم
this Terrible Silence Stops Me              اما این سکوت مرگبار مانع میشود
Now That the War Is Through with Me  اکنون که جنگ در درون من به پایان رسیده
I'm Waking up I Can Not See               بیدار میشوم اما نمیتوانم چیزی ببینم
That There Is Not Much Left of Me        چیزه زیادی از عمرم باقی نمانده
Nothing Is Real but Pain Now               و اکنون هیچ چیزه دیگر جز درد واقعیت ندارد

Hold My Breath as I Wish for Death       به امید مرگ نفسم را در سینه حبس میکنم
Oh Please God,wake Me                       اه خدایا مرا بیدار کن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اسپم
2 نوشته شده در  چهارشنبه 13 اردیبهشت1385ساعت 17:21  توسط SPAM | 

I Wanna Die

می خوام ساده بگم . بدون تشبیه و استعاره هایی که بینمون فاصله انداخته . بگم که داشتم فکر می کردم که با چند ماه پیش که شروع کردم به گفتن چه تفاوتی دارم ، پر از بغض بودم ، پر از فریاد ، پر از عقده ، پر از ناگفته ، پر از ... هنوز هم هستم . هیچی عوض نشده . گفتم و عوض نشد . خواستم عقده ها خالی بشه ولی پررنک تر شدن . به قول مرلین : ( nithing's going to change the world)

ولی چرا ، انگار یه چیزایی عوض شده . خسته ترم . خسته تر از همیشه ، و هنوز به هیچ می اندیشم ، به هیچ بودن ، به نبودن ، به اینکه چطوری از شکنجه گاه خارج بشم ، از در یا پنجره ؟

جدا بعضی وقتها فکر میکنم خودکشی چقدر زیباست ولی بعضی وقتها هم فکر میکنم چقدر زشته!!!!!!!!!!!

جدا یه سوال ازتون دارم ؟ اگه تو یه جایی که خیلی زشت و بدبو هت و داری زره زره اب میشی

گیر کرده باشی از در فرار میکنی یا از پنجره؟از دری فرار میکنی که ملوم نیست کی باز میشه

و پنجره ای که  همیشه بازه ! از کدوم؟!!!!!!!!میدونم خیلی هاتون نمیفهمین چی میگم

بگزریم چند وقته حالم خیلی بده داغونه داغونم.

دیگه فقط متن های زیباشو بخونین خسته شدم!!!

دلتنگم

دلتنگم برای معصومیتی که در غبار خودخودخواهی گم شد

برای عشقی که با نفرت و کودکی ای که با گناه تاخت زدم دلتنگم برای من ،

برای منی که در دره اندوه به خاک سپردمش و برای بارانی

که دیگر نخواهد بارید

برای یک لحظه لبخند ، یک لحظه زندگی !

دوستون دارم   بای

اسپم

 

 

2 نوشته شده در  جمعه 8 اردیبهشت1385ساعت 9:10  توسط SPAM | 

باز گشت اسپم

Life it seems , will fade away انگار زندگی در حال محو شدن است

Drifing further every day و این هر روز بیشتر و بیشتر میشود

Getting lost within my self در خود گمگشته و سرگردانم و دیگر هیچ چیز

Nothing matters no one else و هیچ کس برایم اهمیت ندارد

I have lost the will too live دیگر امیدی به زندگی ندارم

Simply nothing more to give دیگر هیچ چیز برایم باقی نمانده

There is nothing more for me و هیچ چیز برای بخشیدن ندارم

Need the end to set me free... برای رهایی نیاز به پایان دارم!!!!!!!!!!!!!!

سلام به همه ی بر و بچه های خوب و خوشکل که با نظر هاشون جدی من و شرمنده کردن!!!!

خب بازم ببخشید که خیلی وقته نمیام سر بزنمو اپ کنم اخه داشتیم با این دنیا ودا میکردیم که

نشد(خدا نخواست شانس هم نداشتم)

تو این چند وقته که نبودم اینجا خیلی اتفاق افتاده که هر کدومش یه خاطره خیلی با حال تو زندگیمه

اولیش این بود که 23 اسفند تولدم بود که دقیقا روز چهار شنبه سوری بود که واقعا یکی از شاهکار سوتی های من تو همین تولد بود

که کلی بعد از رو فیلم ابروم رفت (جاتون خالی)!!!!

راستی :از کلیه کسانی که ما را در ساخته و پرداختن این مجلس یاری کردن ممنونیم چه از نظره خوردن و چه از نظره اشامیدن و .... کمال تشکر را داریم

از ارش عزیزم هم خیلی ممنونم که موندم اگه ارش نبود چه جوری تولد میگرفتیم چون با هم گرفتیم(4کرتیم)

از کسانی هم که به نوعی تبریک گفتن ممنونیم که اولین کسی که به من تبریک گفت رزنازه عزیزم بود:رزنازم مرسی (ایشالاه عروسیت ببینم مادر)

خب دیگه بسه!!

دومین اتفاق شیک چهار شنبه سوری بود که مثل هر سال باز هم ما دست به شورش زدیم و یک انتفازه ی خوشکل رو در کوی امام اصفهان ترتیب دادیم

که البته خودمون جون سالم به در بردیم(هه هه هه)

سومیش عید هست که واقعا جاتون سبز خوش گذشت دیگه شمارو نمیدونم ولی من یکی که رو دل کردم!!!

تموم شد اتفاق ها ولی جدی همه ی این ها یه کرکره خنده ای بود که باید می دیدین:اره

خب بسه دیگه خسته شدم واسه پایان هم این متن رو بخونین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

از نادانی خویش می ترسم

و از بی کرانی آرزوهایم

و از چشمان نیمه کورم

که راه بهشت را گم کردند

و چه طولانیست راه جهنم !

و تنها راه جهنم از آتشش فروزان بود و چنان درخشان که به بهشت می ماند

و راه بهشت برای چشمان نیمه کورم بس تاریک که نیافتمش!!!!

 

SPAM

2 نوشته شده در  یکشنبه 27 فروردین1385ساعت 10:4  توسط SPAM | 

فاز منفی (موچ موچ) !!!
سلام سلام ۱۰۰ تا سلام!!!

اول از همه میخوام از کسایی که میان اینجا و ما را با نظراتشون

متحیر میکنند تشکر کنم(کلاس واستون کذاشتما)

دوم از اون اینکه از تمام کسایی که به اون سه شخصیت پیست

قبلی تبریک گفتن هم ممنون (امروز با ادب شدما نه؟)

خب حالا بریم سر اصل مطلب:

شماها واقعا من رو متعجب میکنین!!!!اخه مگه امکان داره به ۲۰۰ نفر

دختر و پسر اعلام نیاز بکنی بد همه به یک شکل جوابت رو بدن که:

(شرمنده پوریا جون منم ندارم که واسه فلانی هدیه بگیرم وگر نه میدادم)

اه خدای من یعنی اخره دروغ گویی بابا اخه من که میدونم داری؟؟؟؟نه

اخه میدونین جالبیش چیه ؟اینه که قبل از ولنتاین میدنا ولی تا اسم

این روز میاد و حسودیشون گل میکنه دیگه هیچی!!!!!!!!

شما اهالیه نت هم که دیگه نگم بهتره...............(خدا چیچی افریده)

ولی باز خوب شد که خدا دوسمون داره چون موندم اگه یکی از بچه ها

به دادم نرسیده بود چه گلی سرم میگرفتم .

خلاصه این روز کزایی هم به اتمام رسید و بنده سر سالم زمین گذاشتم .

بگزریم!!!
اقا جدی میگه که غم تنهایی اسیرت میکنه تا بخوای بجنبی پیرت میکنه

خدا واسه گرگ بیابون نخواد !!دارم میپوسم جدی کی این ۲ ماه لعنتی تموم

میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟این رو بخونین

درد می کشیدم پس بودم ، گریه می کردم ، پس بودم ، دوست می داشتم ، می خندیدم ، می دویدم ، دلتنگ می شدم ، ... ، بودم .

دیگر گریه نمی کنم ، دوست نمی دارم ، دلتنگ نمی شوم ، نمی خندم ... پس نیستم . مرگی که می گفتند همین بود ؟

گناهم بی گناهی بود و گفتند گناه کاری ، نبودن بهتر از گناهکار بودن است .

خواستم که نباشم

مثل آن ها نباشم

محتاج نباشم

نخواستم عاقل باشم

خواستم دیوانه باشم

مثل آن ها نباشم

مثل آن ها نباشم

انتقام شیرین ترین طعمی بود که در زندگی چشیدم

انتقام از آن هایی که نداشتن را باعث شدند

می پنداشتم علت همه نداشتن ها نخواستن هاست

ولی دانستم که «خواستن» علت کمبود است

خواستم داشته باشم که فهمیدم نمی توانم ...

شنیدم که دانایان می گفتند «آنکه آرزوی بزرگ تر ی داشته باشد فقیرتر است» . پس دانستم که فقیر ترین مرد زمینم .

به عنوان اخرین حرف میخوام یه چیزی رو بهتون بگم!!
یه جمله من تو زندگیم دارم که خیلی جاها به دردم میخوره چون ماله

یه قاتل بزرگ بوده  اونم اینه!!!!!!!!

(میتونی بهش اعتماد کنی   کشتن به خاطره پول)منظور از قسمت اولش

اسلحه است .

دوستون دارم     بای

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 3 اسفند1384ساعت 17:37  توسط SPAM |