![]() |
پسرک!!! |
![]() |
|
سلام
خوبین دوستان عزیز؟؟ من پوریا Gipsy kings هستم رفیق فاب SpaM گلم. چون خیلی وقته یکسری مشکلات اون رو اذیت میکنه و خیلی وقته سیستم نداره عزیزم . این شد که من ازش خواستم که من به جاش آپ کنم ! به قول استادم (انسانهای بزرگ لایق احترام هستن) پس واقعاً حیفه این اسپم (نامی) رو اینقدر زود از یاد ببریم. (این هم یکی از حرفای خیلی خیلی خیلی خفن SpaM نامی شما). بیا این جا پسرک نازنین پکی به سیگار بزن؛ تو باید به راهی بس دور بروی باید آن بالا بالا ها پرواز کنی تو هرگز نباید بمیری اگه تلاش کنی حتماْ موفق می شوی و مردم تو را دوست خواهند داشت من همیشه عیناْ به تو احترام می گذاشتم و این را با صمیمیت تمام می گویم راستی پسرک؟!!! آیا ما اسم این بازی را به تو گفته ایم!!!؟؟ اسم این بازی زندگی است!!! امید وارم تمام دوستای که دم از رفاقت میزنن ؛ به ارزش دوستشون پی ببرن ولی یادمون باشه که... . انسانهای که بزرگ هستن رو هرگز فراموش نکنیم و به آنها احترام بگذاریم!!!. به امید روزی که خود اسپم برگرده و با دستای خودش پست بعدی رو بنویسه . خیلی دوست دارم ( تا بعد... . دوستدار شما پوریا بای بای عزیزان |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 22 آبان1385ساعت 23:54  توسط SPAM |
|
||
![]() |
i Wanna Die 2 |
![]() |
|
روزگاری خودم بودم !!!ولی اکنون نیستم هیچکس جز خودم نمیتواند مرا از این جهنم نجات دهد! ولی اکنون دیگر خیلی دیر شده و من قادر به فکر کردن نیستم! فکر کردن به اینکه چرا باید سعی خود را میکردم! گویی هیچوقت گذشته ای وجود نداشته است! مرگ به گرمی به من خوشامد میگوید ....... و من تنها میتوانم بگویم :خداحافظ............
|
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه 5 شهریور1385ساعت 17:41  توسط SPAM |
|
||
![]() |
fucking fuck |
![]() |
|
سگهای جنگ و مردان نفرت
بی دلیل بینه انها فرق نمیگذاریم!!! این کشف باید دهان به دهان نقل شود پول رایج ما ! گوشت است و استخوان جمع شوید و چانه بزنید! به خاطره پول دروغ میگوییم و مینویسیم! استادان ما حتی از تارهایی که میتنیم بی خبرند!!! spam |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 15:19  توسط SPAM |
|
||
![]() |
م ر گ !!!!!!!!!!! |
![]() |
|
سلام به همه ی دوستان خوبم!!!!
باورتون میشه ۲ میلیمتر با فلج شدن فاصله داشتم یعنی اگه اون چاقویی که به من خورد ۲ میلیمتر بیشتر جلو رفته بود فلج میشدم!! نظره من میمردم بهتر بود چون هم به ارزوم میرسیدم و هم زجرش کمتر بود!!!!!اون موقع بود که به قول یکی از دوستام به عکس روی دیوارم میرسیدم!!!(عکس کورت کوبین یا همون بوت من نیروانا هستش که خودکشی کرده) دارم فکر میکنم چی میشد اگه میرسیدم نیروانا؟از مشکلاتم کم میشد اون موقع ۲ بعدی فکر میکردم نه ۳ بعدی خیلی خوب میشد!!! بسه دیگه ایو بخونین لذت برین از کنارم گذشتی و به آرزوهایم خندیدی و ندانستی هستی ام از آن روست که خویشتن را به ریسمان آرزو ها آویخته ام و اگر چنین نبود بر تیغ مرگ فرود می آمدم . و چون خفاش نیمه کوری بودم که در تاریکی مرگ به دنبال ستاره ای گشت که جانش را بدان آویزد . نور را از آن خواست که همدلی یابد اما دلش را گم کرد .
فردا پس فردا عکسهای توی بیمارستان رو واستون میزارم
بای
اس پم
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 16:42  توسط SPAM |
|
||
![]() |
....what the fuc |
![]() |
|
دیروز خندیدم . از ته دل خندیدم . هنوز هم دنیا پوچ بود . هنوز هم موضوعی برای لبخند نبود .اما قهقهه زدم . هنوزم می شه بچه بود و به ترک دیوار خندید . آره من به یه بی مزه بازیه دوستم خندیدم |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه 17 اردیبهشت1385ساعت 16:57  توسط SPAM |
|
||
![]() |
U Can Trust Him Killing For Money |
![]() |
|
I Can't Remember Anything چیزی به خاطر نمی اورم Can't Tell If this Is True or Dream نمی توان گفت حقیقت است یا رویا Deep down Inside I Feel to Scream می خواهم از اعماق وجود فریاد بکشم this Terrible Silence Stops Me اما این سکوت مرگبار مانع میشود Now That the War Is Through with Me اکنون که جنگ در درون من به پایان رسیده I'm Waking up I Can Not See بیدار میشوم اما نمیتوانم چیزی ببینم That There Is Not Much Left of Me چیزه زیادی از عمرم باقی نمانده Nothing Is Real but Pain Now و اکنون هیچ چیزه دیگر جز درد واقعیت ندارد Hold My Breath as I Wish for Death به امید مرگ نفسم را در سینه حبس میکنم Oh Please God,wake Me اه خدایا مرا بیدار کن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اسپم |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 13 اردیبهشت1385ساعت 17:21  توسط SPAM |
|
||
![]() |
I Wanna Die |
![]() |
|
می خوام ساده بگم . بدون تشبیه و استعاره هایی که بینمون فاصله انداخته . بگم که داشتم فکر می کردم که با چند ماه پیش که شروع کردم به گفتن چه تفاوتی دارم ، پر از بغض بودم ، پر از فریاد ، پر از عقده ، پر از ناگفته ، پر از ... هنوز هم هستم . هیچی عوض نشده . گفتم و عوض نشد . خواستم عقده ها خالی بشه ولی پررنک تر شدن . به قول مرلین : ( nithing's going to change the world)ولی چرا ، انگار یه چیزایی عوض شده . خسته ترم . خسته تر از همیشه ، و هنوز به هیچ می اندیشم ، به هیچ بودن ، به نبودن ، به اینکه چطوری از شکنجه گاه خارج بشم ، از در یا پنجره ؟جدا بعضی وقتها فکر میکنم خودکشی چقدر زیباست ولی بعضی وقتها هم فکر میکنم چقدر زشته!!!!!!!!!!! جدا یه سوال ازتون دارم ؟ اگه تو یه جایی که خیلی زشت و بدبو هت و داری زره زره اب میشی گیر کرده باشی از در فرار میکنی یا از پنجره؟از دری فرار میکنی که ملوم نیست کی باز میشه و پنجره ای که همیشه بازه ! از کدوم بگزریم چند وقته حالم خیلی بده داغونه داغونم. دیگه فقط متن های زیباشو بخونین خسته شدم!!! دلتنگمدلتنگم برای معصومیتی که در غبار خودخودخواهی گم شد برای عشقی که با نفرت و کودکی ای که با گناه تاخت زدم دلتنگم برای من ، برای منی که در دره اندوه به خاک سپردمش و برای بارانی که دیگر نخواهد بارید برای یک لحظه لبخند ، یک لحظه زندگی ! دوستون دارم اسپم
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه 8 اردیبهشت1385ساعت 9:10  توسط SPAM |
|
||
![]() |
باز گشت اسپم |
![]() |
|
Life it seems , will fade away انگار زندگی در حال محو شدن استDrifing further every day و این هر روز بیشتر و بیشتر میشودGetting lost within my self در خود گمگشته و سرگردانم و دیگر هیچ چیزNothing matters no one else و هیچ کس برایم اهمیت نداردI have lost the will too live دیگر امیدی به زندگی ندارمSimply nothing more to give دیگر هیچ چیز برایم باقی نماندهThere is nothing more for me و هیچ چیز برای بخشیدن ندارمNeed the end to set me free... برای رهایی نیاز به پایان دارم!!!!!!!!!!!!!!سلام به همه ی بر و بچه های خوب و خوشکل که با نظر هاشون جدی من و شرمنده کردن!!!! خب بازم ببخشید که خیلی وقته نمیام سر بزنمو اپ کنم اخه داشتیم با این دنیا ودا میکردیم که نشد(خدا نخواست شانس هم نداشتم) تو این چند وقته که نبودم اینجا خیلی اتفاق افتاده که هر کدومش یه خاطره خیلی با حال تو زندگیمه اولیش این بود که 23 اسفند تولدم بود که دقیقا روز چهار شنبه سوری بود که واقعا یکی از شاهکار سوتی های من تو همین تولد بود که کلی بعد از رو فیلم ابروم رفت (جاتون خالی)!!!! راستی :از کلیه کسانی که ما را در ساخته و پرداختن این مجلس یاری کردن ممنونیم چه از نظره خوردن و چه از نظره اشامیدن و .... کمال تشکر را داریم از ارش عزیزم هم خیلی ممنونم که موندم اگه ارش نبود چه جوری تولد میگرفتیم چون با هم گرفتیم(4کرتیم) از کسانی هم که به نوعی تبریک گفتن ممنونیم که اولین کسی که به من تبریک گفت رزنازه عزیزم بود:رزنازم مرسی (ایشالاه عروسیت ببینم مادر) خب دیگه بسه!! دومین اتفاق شیک چهار شنبه سوری بود که مثل هر سال باز هم ما دست به شورش زدیم و یک انتفازه ی خوشکل رو در کوی امام اصفهان ترتیب دادیم که البته خودمون جون سالم به در بردیم(هه هه هه) سومیش عید هست که واقعا جاتون سبز خوش گذشت دیگه شمارو نمیدونم ولی من یکی که رو دل کردم!!! تموم شد اتفاق ها ولی جدی همه ی این ها یه کرکره خنده ای بود که باید می دیدین:اره خب بسه دیگه خسته شدم واسه پایان هم این متن رو بخونین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! از نادانی خویش می ترسم و از بی کرانی آرزوهایم و از چشمان نیمه کورم که راه بهشت را گم کردند و چه طولانیست راه جهنم !و تنها راه جهنم از آتشش فروزان بود و چنان درخشان که به بهشت می ماند و راه بهشت برای چشمان نیمه کورم بس تاریک که نیافتمش!!!!
SPAM |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه 27 فروردین1385ساعت 10:4  توسط SPAM |
|
||
![]() |
فاز منفی (موچ موچ) !!! |
![]() |
|
سلام سلام ۱۰۰ تا سلام!!! اول از همه میخوام از کسایی که میان اینجا و ما را با نظراتشون متحیر میکنند تشکر کنم دوم از اون اینکه از تمام کسایی که به اون سه شخصیت پیست قبلی تبریک گفتن هم ممنون خب حالا بریم سر اصل مطلب: شماها واقعا من رو متعجب میکنین!!!! دختر و پسر اعلام نیاز بکنی بد همه به یک شکل جوابت رو بدن که: (شرمنده پوریا جون منم ندارم که واسه فلانی هدیه بگیرم وگر نه میدادم) اه خدای من یعنی اخره دروغ گویی اخه میدونین جالبیش چیه ؟اینه که قبل از ولنتاین میدنا ولی تا اسم این روز میاد و حسودیشون گل میکنه دیگه هیچی شما اهالیه نت هم که دیگه نگم بهتره...............(خدا چیچی افریده) ولی باز خوب شد که خدا دوسمون داره چون موندم اگه یکی از بچه ها به دادم نرسیده بود چه گلی سرم میگرفتم . خلاصه این روز کزایی هم به اتمام رسید و بنده سر سالم زمین گذاشتم . بگزریم!!! خدا واسه گرگ بیابون نخواد !!دارم میپوسم جدی کی این ۲ ماه لعنتی تموم میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟این رو بخونین درد می کشیدم پس بودم ، گریه می کردم ، پس بودم ، دوست می داشتم ، می خندیدم ، می دویدم ، دلتنگ می شدم ، ... ، بودم . دیگر گریه نمی کنم ، دوست نمی دارم ، دلتنگ نمی شوم ، نمی خندم ... پس نیستم . مرگی که می گفتند همین بود ؟ گناهم بی گناهی بود و گفتند گناه کاری ، نبودن بهتر از گناهکار بودن است . خواستم که نباشم مثل آن ها نباشم محتاج نباشم نخواستم عاقل باشم خواستم دیوانه باشم مثل آن ها نباشم مثل آن ها نباشم انتقام شیرین ترین طعمی بود که در زندگی چشیدم انتقام از آن هایی که نداشتن را باعث شدند می پنداشتم علت همه نداشتن ها نخواستن هاست ولی دانستم که «خواستن» علت کمبود است خواستم داشته باشم که فهمیدم نمی توانم ... شنیدم که دانایان می گفتند «آنکه آرزوی بزرگ تر ی داشته باشد فقیرتر است» . پس دانستم که فقیر ترین مرد زمینم . به عنوان اخرین حرف میخوام یه چیزی رو بهتون بگم!! یه قاتل بزرگ بوده اونم اینه!!!!!!!! (میتونی بهش اعتماد کنی کشتن به خاطره پول)منظور از قسمت اولش اسلحه است . دوستون دارم بای
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 3 اسفند1384ساعت 17:37  توسط SPAM |
|
||
![]() |
....................some time |
![]() |
|
سلام به همگی !!!!! من به خدا شرمندم که دیر میشه بیام سر به این خراب شده که امانت دست ما بزنم بچه های گل من و ۲ نفر از دوستان وارد یک مرحله ای از زندگی شدیم که تا این وقت دچارش نشده بودیم و اونم بی پولی هستش با ورژن بالا!!! و تو همین گیر و بیر رسیدیم به ولنتاین کزایی از تمامیه کسانی که این مطلب رو تا اخرش میخوونن تقاضا میکنیم که کمکی به این جمع دوستانه بکنن ولی در عوض ما انها را دعا میکنیم و در اولین فرصت مبلغ را پس خواهیم داد . حالا وارد مطلب امروز میشیم!!! ۱:اول تبریک میگم به ارش عزیزم که بد از۲ سال به ارامش داره میرسه و خدا کنه ما هم برسیم !(شیرینی یادت نره) ۲:دومین تبریک رو به اقا پوریای گل میگم که بلاگش رو بلاخره راه اندازی کرد و به جماعت کثیف ما ملحق شد البته خودم نیستما یکی از دوستانه هم اسمه منه (بازم شیرینی) ۳:سومیش هم به خودم تبریک میگم به خاطره بدبخت شدن و نمرات درخشانم که واقعا باعث شد به لیست تک اوران و در یانوردان فامیل بپیوندم دیگه حرفی نیست !!!!فقط (حالشو ببرین)با تشکر از نیما ی عزیزم VALENTINE'S DAY این شعر همونیه که خیلی از طرفدارای مرلین براش می میرن . من با توضیحات اضافی و تا جایی که می تونستم سعی کردم ترجمش کنم . به هر حال انگلیسیشم بخونید . اینو از آلبوم هالیوود تقدیمتون می کنم . She was the color of TV او رنگ و بوی تلویزیون بودher mouth curled under like a metal snake " او مرد"دهانش مانند یک مار فلزی در هم پیچیدalthough Holy Wood was sad اگرچه هالیوود غمگین شدthey'd remember this as Valentine's day اما آن ها دوست دارند آن روز را به نام روز ولنتاین به یاد آورند من فکر می کنم منظور مرلین از بند بالا مرگ مرلین مونرو باشد اما اگر شما ترجمه بهتری براش داری لطفا برام بفرست . ادامشو بخونید :flies are waiting پشه ها در انتظارندIn the Shadow of the Valley of Death در تاریکی دره مرگIn the Shadow of the Valley of Death slit our wrists and send us to heaven مچ دست ما را ببرید و ما را به بهشت بفرستیدthe first flower after the flood تا ما در بهشت مانند اولین گل بعد از طوفان باشیمI saw that pregnant girl today من دختر آبستنی را دیدمshe didn't know that it was dead inside او نمی دانست که در واقع کسی در حال مرگ است در جهانی دیگر یا او مرده ای در راه داردeven though it was alive با اینکه او ظاهرا زنده بودبعضی از ما واقعا به دنیا می آییم تا بمیریم some of us are really born to dieهمتون رو دوست دارم تا مطلب بعدی بای SPAM |
||
|
2
نوشته شده در جمعه 21 بهمن1384ساعت 15:10  توسط SPAM |
|
||

انجمن هواداران Linkin Park در اصفهان
